حضرت رضا (ع) این حدیث را درنیشابور در حالی که روی مرکب سوار بودندبیان کردند. ۱۲هزار نفر

راوی، قلم و کاغذ را برداشتند و این حدیث راضبط کردند.شاید در اتریخ چنین نقل حدیثی نمونه نداشته باشد.

برای اولین بار بود کسی حدیثی نقل کند و ۱۲هزار نفر ایستاده و آماده این حدیث رابشنوند. نقل کرده و نوشته

اند: وقتی حضرت این جمله را فرمود ، مرکب خواست حرکت کند ،ولی حضرت اشاره فرمود:صبر کن. مردم

منتظر بودند ببینند چرا حضرت مرکب را متوقف کردند. آن زمان چون وسایلی مانند بلند گو نبود ،باید چند نفر

تکه تکه خب می دادند ،تا بقیه بشنوند.حضرت فرمود: این کلمه را اضافه کنید:" بشرطها و شروطها و انا من

شروطها" کلمه توحیدکه حصن خداست ،یک شروطی دارد و من یکی از آم شروط هستم خود من که امام رضا

هستم یکی از شروط  این حدیثم؛ یعنی وقتی شما وارد حصن خدا می شوید ، که ولایت من را بپذیرید.

واضح است که ولایت شخص امام رضا (ع) خصوصیتی نداشته و مقصود ولایت همه ائمه اثنی عشر علیهم

السلام بوده است که اول آن ولایت علی (ع) است ؛ پس آنجا که فرمود " لا اله الاّ الله حصنی " یعنی به شرط

ولایت ائمه معصومین (ع) این حصن و دژ و حصار وقتی مستحکم است که شامل ولایت باشد بدون ولایت

استحکامی ندارد.

تبیین عقلانی جایگاه ولایت

اما میتوان یک تبیین عقلانی ازین مطلب ارائه داد :اولا چگونه کلمه توحید حصن خداست؟ و اگر کسی وارد

این حصن شود از عذاب مصونیت پیدا میکند ؛و ثانیا: چگونه شروط این حصن ولایت علی (ع) و ائمه

معصومین علیهم السلام است و این دو باهم چه ارتباطی دارند؟

قرب به خدا هدف آفرینش

اصولا هدف از آفرینش انسان این است که انسان بااختیار خودش خداشناس و خداپرست شود و به او

نزدیک شود.هدف از خلقت به نص قران عبادت خداست. واین مطلب به صورت حصر بانفی و اثبات در قران

بیان شده است ،" و ما خلقتُ الجنَّ و الانس الاّ لیعبدون"هیچ هدفی از آفرینش جن و انس در کار نیست به جز

عبادت خدا . اجمالا اشاره کردم که خصوصیت عبادت این است که وسیله قرب به خداست. هدف اصلی و نهایی

قرب به خداست و عبادت هدف متوسط؛ هدف از آفرینش انسان این است که بااختیار خودش انسان شود؛ همه

عالم و هستی بنده خداست. خدا از انسان می خواهد که بااختیار خودش این بندگی را طی کند. حال اگر بخواهیم

این مطلب را در یک کلمه تمام ابعادش را بیان کنیم باید بگوییم لا اله الاّ الله.

رسیدن به هدف خلقت ،یعنی مصونیت از عذاب

وقتی هدف بندگی خداست بارسیدن به این هدف دیگر چه نقصی در کار است؟ بارسیدن به این هدف انسان در

یک حصن قرار می گیرد. راه ما در عمل هم باید راه پرستش خدا باشد؛ در این صورت دیگر هیچ خطری در

کار نیست ،خطرها وقتی انسان را تهدید می کند که در بین راه منحرف شود.پس کلمه لا اله الاّ الله یک حصن

و دژ محکمی است که هیچ خطری آن را تهدید نمی کند.لااله الاّ الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی...

حال گفتیم :کلمه توحید کلمه نجات بخش و کلمه اخلاص است آیا معنی آن این است که بازبان بگوییم لااله الاّ

الله کافی است؟ اگر کافی بود بسیاری افراد وارد حصن خدا می شدند.همه منافقین همه این کلمه را می

گفتندصدام و معاویه ...

اگر صرف گفتم کافی باشد کار خیلی آسان است در این صورت آفریدن چنین عالمی که بایک کلمه همه

مشکلاتش حل میشود کاری عبث است. بدیهی است که این گونه نیست .باید اعتقادی باشد که درعمل مجسم

شودو اما چه اعتقادی مقصود است؟

توحید یعنی توحید درخالقیت و ربوبیت تکوینی و تشریعی

وقتی مفهوم توحید (لااله الاّ الله) تحلیل شود چند مفهوم از آن به دست می آید: اولا؛ این مفهوم حاصل می شود که

خالقی جز الله نیست و پرستش فقط شأن کسی است که آفریدگار باشد . دوما: می دانیم خیلی ها قائل به خالقیت

بودند حتی بت پرستان ...مسأله دوم که از تحلیل تو حید به دست می آید ربوبیت الله است یعنی غیر ازین که خدا

عالم را آفریده اداره و اختیار عالم و انسان به دست اوست.

ربوبیت تکوینی؛ یعنی خدا تکوینا عالم را اداره می کند "...انّ الله یرزق من یشا..." "...والله یحی و یمیت..."

هر عملی در عالم به اذن خداست. ابلیس هم تا این مرحله از توحید راقبول داشت هم خالقیت هم ربوبیت خدا

راقبوا داشت ،اعتراف کرد که تو رب من هستی و واز اومهلت خواست و مهلت دادن را هم کار او می

دانست،بنابرین ابلیس هم تا این حد موحد بود. پس اشکال کار ابلیس کجا بود؟اشکال او اینجا بود که قبول

نداشت که هرچه خدا می گوید باید اطاعت کرد.گفت":دستوراتی راقبول می کنم که بفهمم و عقلم برسد!اما تو می

گویی که من پستتر از خودم سجده کنم ولی من سجده نمی کنم".اشکال ابلیس در ربوبیت تشریعی بود؛ ربوبیت

تشریعی یعنی چون خدا صاحب اختیار عالم است ،هردستوری می دهد باید اطاعت کرد و هر قانونی او وضع

می کند معتبر است. احکامی که پیغمبر و ائمه اطهار (ع) به صورت تشریعی به ما میدهند از آن جهت که به

اذن الله است ،واطاعت آن به ما واجب است ایشان بی اذن خدا کاری انجام نمیدهند.

ولایت از شئون ربوبیت تشریعی است

 اگر این مفهوم را قبول داریم ،باید بدانیم که اراده خدا براین تعلق گرفته است که مبین قوانین و مجری در عالم

اسلام ،اول پیامبر پیامبر(ص) و بعد علی (ع) است .اگر برای کسی ثابت شد که خدافرموده "باید از علی

اطاعت " کرد و درعین حال گفت نه قبول ندارم؛ این عمل عین عمل ابلیس است. اگر فهمید و کسی خودش از

پیامبر (ص) شنید"...من کنت مولاه و فهاذا علی مولاه.." اگر انکار کرد قلبا کافرا است اگرچه درظاهر

مسلمانت باشد یهنی چیزی که نص فرمایش خداست قبول ندارد . وازین جهت توحید درربوبیت درون ان

فرد نقص دارد.

انکار مرتب هایی از توحید،یعنی انکار توحید

ممکن است کسی بگوید ابلیس از برخی کافران خیلی مقامش بالاتر است زیرا کافرانی می گویند خدایی نیست

نه توحید درخالقیت  و نه ربوبیت تکوینی و نه توحید تشریعی ،اما ابلیس دومرتبه از توحید راقبول داشت پس

چرا رجیم شد و همه بدکاران به تبع ابلیس به جهنم می روندو او رئیس آنهاست؟

مسأله این است که این سه مرتبه سه وجه یک حقیقت اندموحد یعنی کسی که هرسه راقبول دارد.اگر یکی را

قبول نکرد یعنی اصلا توحید راقبول نکرده اگر کسی یک کیلو برنج صدری بپزد و روغن خالص کرمانشاهی

هم رو آن بریزد ولی یک فضله موش یا یک گرم سم به ان بیافزاید چه می شود؟این غذای خوب بخاطر یک

گرم سم همه اش فاسد می شود. دراین صورت هرقدر انکار شدیدتر مرتبه کفر بالاتر است.

به هر حال عرض بنده این است که می توان گفت اصلا ولایت درون توحید است .یعنی خدا میگوید: من حاکم

راباید تعیین کنم و قانون را من باید جعل کنم و اگر دیگری دخالت کند شرک است.

امروز ولایت فقیه جامع الشرایط ،حصن الهی است

 حدیث مقبوله عمربن حنظله را همه شنیده اندکه حضرت صادق (ع) در جواب این سوال که وقتی شما در امور

حکومتی دسترسی نداریم چه کار کنیم؟اگر اختلافی در مورد مساله پیش آمد و به شما دسترسی نداشتیم چه

کار کنیم؟فرمودند:به فقها جامع الشرایط مراجعه کنید و بعد فرمودند: این سخن حضرت به چه

معناست؟اینکه می فرمایند: رد کردن حکم فقیه جامع الشرایط حکم شرک است ِیعنی چه؟ این فقیه هم نه

خدا  نه پیامبر و نه امام معصوم است بلکه فقیه است چرا باید انکار حکم او باعث شرک شود؟وقتی  علی

(ع) شخص مالک اشتر  را تعیین می کند می گوید :او را عامل قرار دادم و اطاعت او بر شما لازم است چه

کار باید کرد؟ در این صورت اطاعت از امام معصوم واجب است چون اطاعت خداست.این حکم مصداق

ربوبیت تشریعی خداست. همانگونه که ابلیس به واسطه انکار تشریع الهی مشرک شد

نتیجه: ازین جهت وقتی توحید را تحلیل کنیم و مراتبش را بسنجیم به اینجا می رسیم که توحیدُ ولایت علی (ع)

ولایت امام رضا (ع) ُولایت همه ائمه (ع) را شامل می شودو در مرتبه بعد ولایت فقیه را هم دربر می گیرد

بنابرین اگر کسی بگوید :امروز ولایت فقیه حصن الهی است و من دخل امن من عذابی... حرف گزافی نگفته

است.

منتظر:(این متن خلاصه ای برگرفته شده از سایت اطلاع رسانی حضرت ایت الله مصباح یزدی می باشد.

اما دوستان عزیز بنگریم درجامعه چه کسی مقام ولایت فقیه راقبول ندارد.حضرت امام خامنه میفرماید:بصیرت یعنی بدانیم شمری که سر ازحسین جداکرد همان جانباز جنگ صفین بود.

یا حق التماس دعا...)